زبانحال سیدالشهدا علیهالسلام در شهادت حضرت عباس علیهالسلام
تا تو بودی خـیـمهها آرام بود دشـمـنـم در کـربـلا ناکـام بود تا تو بـودی من پـنـاهی داشتم با وجـود تـو سـپـاهـی داشـتـم تا تو بودی خـیمهها پاینده بود اصغر شیرخوارۀ من زنده بود تا تو بودی خیمهها غارت نشد گـوشـوار بچـههـا غارت نشد تا تو بودی دست زینب باز بود بودنت بهر حـرم اعـجـاز بود تا تو بودی چهرهها نیلی نبود دسـتهـا آمــادۀ سـیـلـی نـبـود تا که مشکت پاره و بیآب شد دشمنت در خنده و شاداب شد پهنۀ پیشانیات در هم شکست خیمهات مثل حسین از پا نشست ای که تو دست خدائی داشتی هستیات را بر زمین بگذاشتی ایکه زینب خواهرت گردیده است فاطمه دور سرت گردیده است آنکه طاق ابروانت را شکست بعد تو بر سیـنۀ یارت نشست بعد تو دشـمن هـیـاهـو میکند وحـشیـانه بر حرم رو میکند |